خاطرات فراموش شده
سالهاست در پس خاطرات فراموش شده گم شده ام، گم!
نه این بار هم نشد عاشقم شوی گفتی شیشه می خواهی و چه سنگ سان گذشتی!
نوشته شده در یکشنبه 7 تیر1388ساعت
توسط مریم (دو دست باز)| |


