تبليغاتX
خاطرات فراموش شده - دو سالگی وبٍ یک ناشاعر!
خاطرات فراموش شده

سالهاست در پس خاطرات فراموش شده گم شده ام، گم!


 

در آينه نگاه مي كنم

بارها و بارها
 
شايد آينه ظهور تازه اي بيابد

نه نمي شود

با اين هيأت نمي توان شاعر شد

حتماً فردا در كلاسي نامم را به ثبت خواهم رساند

و مي گويم آمده ام شاعر شوم

.

.

.

من و بادران الان در قهر به سر می بریم؟!

آخه ۲۰ خرداد تولد دو سالگی اش بود و من فراموش کرده بودم؟!!!

نوشته شده در شنبه 23 خرداد1388ساعت توسط مریم (دو دست باز)| |