خاطرات فراموش شده
سالهاست در پس خاطرات فراموش شده گم شده ام، گم!
خدايا دلتنگم دلتنگ تر از هميشه براي لَختي آسودن این بار هم مثل هزار بار دیگه نشد نشد که بهت بگم خسته ام از بودنت منتظر رفتن و برنگشتنت بعد از رفتنت هم قفلی از جنس فراموشی زینت این روزها خواهد شد
نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت
توسط مریم (دو دست باز)| |
وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه بایدها...

ادامه مطلب نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386ساعت
توسط مریم (دو دست باز)| |
تو مثل یک قانون نانوشته همیشه هستی
نوشته شده در یکشنبه 6 آبان1386ساعت
توسط مریم (دو دست باز)| |


